العلامة المجلسي
49
حياة القلوب ( فارسي )
ايشان ، ودر گوش پيغمبر ما صلّى اللّه عليه وآله وسلم مىرسد به زبان عربى « 1 » . وبه سند معتبر منقول است كه : زنديقى به خدمت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آمد وسؤال از تفسير آيات قرآن كرد وبعد از جواب شنيدن مسلمان شد . از جمله سؤالها اين بود كه : چه مىفرمائى در آن آية كه وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ « 2 » كه ترجمهء لفظش آن است كه : « نبوده است بشرى را كه سخن گويد خدا به أو مگر به عنوان وحى يا از پس پرده بفرستد رسول را ، پس وحى كند به اذن خدا آنچه را خواهد » ، ودر جاى ديگر گفته است كه : « سخن گفت خدا با موسى سخن گفتنى » « 3 » وبازگفته است كه : « ندا كرد آدم وحوّا را پروردگار ايشان » « 4 » ودر جاى ديگر فرموده است كه : « اى آدم ! ساكن شو تو وجفت تو در بهشت » « 5 » ؟ گمان مىكرد كه اينها نقيض يكديگرند . حضرت فرمود كه : امّا آيهء أول پس نبوده است ونخواهد بود كه حق تعالى با بنده سخن گويد مگر به عنوان وحى كه الهام كند بر دل أو يا به خواب أو را القا كند ، يا سخن گويد به خلق كردن أو بىآنكه أو را بيند مانند كسى كه از پس پرده با كسى سخن گويد ، يا ملكي را فرستد كه وحى آورد به اذن خدا ، وبتحقيق كه بودند رسولان از رسولان آسمان ، يعنى ملائكة كه وحى خدا به ايشان مىرسد ، پس رسولان آسمان به رسولان زمين مىرسانيدند ، وگاهى سخن ميان رسولان أهل زمين وحق تعالى مىبود بىآنكه سخن را به أهل آسمان بفرستد ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلم از جبرئيل پرسيد كه : وحى را از كجا مىگيرى ؟ گفت : از إسرافيل مىگيرم ، فرمود : إسرافيل از كجا مىگيرد ؟ جبرئيل گفت : از ملك روحانيان كه بالاتر از اوست ، حضرت پرسيد كه : آن ملك از كجا مىگيرد ؟ گفت : خدا در
--> ( 1 ) . علل الشرايع 126 . ( 2 ) . سورهء شورى : 51 . ( 3 ) . سورهء نساء : 164 . ( 4 ) . سورهء أعراف : 22 . ( 5 ) . سورهء بقره : 35 .